السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
266
تفسير الميزان ( فارسي )
گردانيده ، مقدور نيست . * ( « قالَ ما خَطْبُكُنَّ إِذْ راوَدْتُنَّ يُوسُفَ عَنْ نَفْسِه قُلْنَ حاشَ لِلَّه ما عَلِمْنا عَلَيْه مِنْ سُوءٍ . . . » ) * راغب گفته : « خطب » به معناى امر عظيم است كه در باره آن تخاطب و گفتگو زياد مىشود ، و در قرآن آمده ، آنجا كه فرموده : « فَما خَطْبُكَ يا سامِرِيُّ » و آنجا كه فرموده : « فَما خَطْبُكُمْ أَيُّهَا الْمُرْسَلُونَ » « 1 » و در معناى * ( « حَصْحَصَ الْحَقُّ » ) * گفته : يعنى حق واضح و هويدا گشت ، و اين در جايى گفته مىشود كه كاشف و وسيله ظهور آن هويدا گردد ، و نسبت « حص » با « حصحص » همان نسبتى است كه ميان « كف » و « كفكف » و « كب » و « كبكب » است ، و وقتى گفته مىشود : « حصه » معنايش اين است كه از فلان چيز بريد ، حال يا به مباشرت و يا به حكم . . . و « حصه » به معناى قطعه اى است كه از چيز يكپارچه ، و بجاى بهره و نصيب استعمال مىشود ، « 2 » و جمله : * ( « ما خَطْبُكُنَّ إِذْ راوَدْتُنَّ يُوسُفَ عَنْ نَفْسِه » ) * جواب از سؤالى است كه در سابق گفتيم به منظور اختصار حذف شده و مقدر است - و سياق بر آن دلالت مىكند - و تقدير اين است كه گويا سائلى پرسيده : خوب بعد از آن چه شد و شاه چه كرد ؟ و در جواب گفته شده فرستاده شاه از زندان برگشت و جريان زندان و درخواست يوسف را به وى رسانيد كه در باره او و زنان اشرافى داورى كند ، شاه هم آن زنان را احضار نموده پرسيد ، * ( « ما خَطْبُكُنَّ . . . » ) * ، جريان شما چه بود آن روز كه با يوسف مراوده كرديد ؟ گفتند : خدا منزه است كه ما هيچگونه سابقه بدى از او سراغ نداريم ، و بدين وسيله او را از هر زشتى تنزيه نموده و شهادت دادند كه در اين مراوده كوچكترين عملى كه دلالت بر سوء قصد او كند از او نديدند . و در اين جواب قبل از هر چيز كلمه * ( « حاشَ لِلَّه » ) * را آوردند ، هم چنان كه در اولين برخورد با يوسف نيز اولين كلمه اى كه به زبان آوردند اين بود كه گفتند : « حاشَ لِلَّه ما هذا بَشَراً » و با اين طرز بيان خواستند بگويند تا آنجا كه ما وى را مىشناسيم در حد نهايت از نزاهت و عفت است ، هم چنان كه در نهايت درجه حسن و زيبايى است . و وجه اينكه چرا جمله * ( « قالَتِ امْرَأَةُ الْعَزِيزِ » ) * را به فصل يعنى بدون واو عاطفه آورد همان وجهى است كه در جمله * ( « قالَ ما خَطْبُكُنَّ » ) * و جمله * ( « قُلْنَ حاشَ لِلَّه » ) * گفته شد .
--> ( 1 ) مفردات راغب ، ماده « خطب » . ( 2 ) مفردات راغب ، ماده « حص » .